...
به امید دیدار روی ماهت
به امید دیدار روی ماهت
به خدا سپردمت
یا علی
دل نمیکنم
شب از دل من، شب تا همیشه
بی تو هر نفس، تکرار ترسه
لحظه، لحظه نیست، نبض تشویشه
بی تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز...
مــملو از آنــــــچـــه مــــی خواهیم بـگوییم ، ولی نــمی توانیم بگوییم ...
کاش میشد بهت بگم که ...
یا علی
بعضی اشکها هستند، بی دلیل... بی بهانه...
یک دفعه ای... نصف شبی...
عجیب آدم را آرام میکنند....
میگویند...
این اشکهای بی بهانه سندشان به نام خداست...
در آن دنیا در می یابی ، که بر صراط مستقیم زندگی نکرده ای؛
در شلوغی های زندگی خودت را پیدا کن
مگذار این غبار تو را به دست غیر بسپارد
دستی ببر و " خودِ غبار گرفته ات " را از زمین بردار
دستی بر آن بکش و غبارش را بتکان
با گذشت اینهمه سال
باز درخشندگی اش متعجبت می کند
خویش را پیدا کن
قبل از آنکه دیر شود
خیلی نمی خواهد دور بروی
جایی همین نزدیکی ها را بگرد
بعضی وقت ها چیزی مینویسی برای یک نفر
اما دلت میگیرد وقتی یادت می افتد
که هرکس ممکن است بخواند
جز آن یک نفر!!!
هر چی که خاطره داری مال من
توی این لحظاتی که دارم برات مینویسم دلم برات خیلی تنگ شده و خیلی شرمندم از تو، شرمندم که هنوز زندم...
تحمل میکنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
خوش به حال دوستات که هر روز با تو هستند و تو رو میبینن.
به خدای مهربون سپردمت که خیالم راحته
برام دعا کن.
یا علی مدد.
تو نباشی میپره، عطرتم از پیرهنت...
ماه توی گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره
سقف دل بستگی بی تو واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره
تو پی کدوم ستاره پشت ابرا خونه کردی
رفتی و چیزی نگفتی، گریه رو بهونه کردی
فدات بشم. مراقب خودت باش. به امید دیدار. موفق باشی.
یا علی مدد.
مرا ببخش
که گاه و بیگاه
دلم هوای ترا می کند
مرا ببخش
که چشم هایم، هنوز منتظر است …
مرا ببخش
که یادداشت های روزانه ی صفحه ی دلم
با مداد خاطرات تو نوشته می شود
مرا ببخش
که
هنوز....